لانتوری

بیچاره گمان می کرد آدم مهمی شده است

لانتوری

بیچاره گمان می کرد آدم مهمی شده است

خاطرات شخصی آیا کپی برداری داره ؟؟؟
...


طبقه بندی موضوعی

بایگانی

آخرین نظرات

بین  مسیر خونه تا محل کارم

یه دیواری هست که یه جمله روش نوشتن

گاهی چشمم میخوره بهش و به فکر فرو میرم


نوشته


تو برای آمدنش کدامین گناهت را پاک کردی


حالا که هر جا میری یه چالش اتفاق افتاده

چه خوب میشه که یه چالش راه بیفته با عنوان

یه دل نوشته درباره چشم انتظاری و آمدنش


دوستان گفتن اول من شروع کنم

خب من اینجوری شروع کردم

...


گفتم ای ابر نباریدی و خشک سالی شد

هر چه رودخانه و چاه بود همه خالی شد


چه تفاوت کند این فصل که تابستان است

آدم از گرمی ِ این فصل همی حیران است


به سخن آمد و گفت جای دگر می بارم

که بُوَد بارش ِ باران ِ شب و روز کارم


لیکن این باد مرا سمت دگر خواهد برد

آتش ِ اوست که اینگونه زمین خواهد مرد


گفتم ای باد نگه دار که باران گیرد

ورنه اینگونه رَوی زود زمین می میرد


به سخن آمد و گفت میروم آن سوی دگر

که به گوشم برسانند خبری پشت خبر


هر شب و روز مسیرم شده اطراف ِ زمین

تا که پیدا کنم آن وارث حق روی زمین


به دعا دست بلند کن که ظهورش آید

شاید این جمعه بیاید ......شاید



پ . ن : " امروز ... چهارمین به روز رسانی"

نظرات  (۱۵)

چالشتون دوس داشتم و اتفاقا تو وبلاگ گندم دیدمش اومدم بیام بگم من تو این چالش 
شرکت میکنم:)
ممنونم بابتش...
پاسخ:
امیدوارم که پر طرفدار و همه گیر بشه

ممنونم :)
۱۸ دی ۹۵ ، ۱۶:۰۰ پرتقالِ دیوانه
ایول دمت گرم..
شعر از کیه؟:)
پاسخ:
شعر را فل بداهه خودم سرودم
:))

دیگه توان شعرم همین بود ... ببخشید
پست ثابت وبم اولین و تنها دلنوشته من خطلب به آقاست...
منم با همین دلنوشته شرکت میکنم :)
پاسخ:
اره دیدم
ممنونم بابت شرکت کردنتون :)
شعرتون قشنگ بود :)
مرحبا.

+
به پدرم میگم که یه شعر کوردی برای امام زمان بگه و آن شعر رو به امید خدا اگر پدرم 
شعر را بگه میذارم تو این چالش :)
دعا کنین شعرش بیاد و بگه :)
ممنونم

پاسخ:
تشکر :)

انشاالله
اما قول بدین که زیر شعر معنی فارسی اش را هم بگید :)
بذار بگن چشم :)
البته من همیشه زیر شعرا و متن های کوردی زیر نویس فارسی گذاشتم:)

پاسخ:
منتظر شعر پدر بزرگوارتونم :)
۱۸ دی ۹۵ ، ۱۷:۲۴ پرتقالِ دیوانه
ععععع ایول خیلی خوب گفتیی
پاسخ:
چنین آدم نخبه ای هستم من :))
۱۸ دی ۹۵ ، ۱۷:۳۲ پسرک کبریت فروش
حتما شرکت می کنم 
تو وبم یه شعر میذارم از دستش ندید
پاسخ:
چشم حتما سر میزنم :))
۱۸ دی ۹۵ ، ۱۷:۴۰ آرزو ﴿ッ﴾
زیبا بود، خیلی .
پاسخ:
ممنونم :)
دیروز بحثمون همین بود میگفتیم آخرین بار کی یادش بودیم درست..جواب این بود هیچی میگفتیم یه زمانی آدم بودیم صبحا هر صبح صبح بخیر میگفتیم شبا هر شب شب بخیر..هییی:)

من اون یکی پالشم میخواستم شرکت کنما..ببخشید
پاسخ:
مجید دلبندم چالش درسته نه پالش :)))

اون چالشه چالش
۱۸ دی ۹۵ ، ۱۸:۴۵ دچــ ــــار
میشه یکم بیشتر توضیح بدی؟ :)
پاسخ:
خب منظورم اینه
حالا شعر یا متن یا نقاشی
یا هر چیزی که در رابطه با انتظار ظهورش باشه
چقد عاشق این "شاید این جمعه بیاید... شاید" هستم من! ^__^
دستتون درد نکنه
خیلی خوب بود :)
پاسخ:
کیه که این مصرع را دوست نداشته باشه :)

امیدوارم چالش زود تموم نشه :)
چه چالش زیبایی 
پاسخ:
ممنونم
امیدوارم شرکت کنید :)
چالش؟مگه اون کاهش نبود؟!
:)))
پاسخ:
مجید دلبندم اون خواهش ِ خواهش :))
اونکه سازش میگن جریان درطول سیم سازش میکنه:دی

پاسخ:
اون تابش ِ تابش ...:)))
۲۱ دی ۹۵ ، ۲۲:۰۱ بانوچـ ـه
چه خوب اگر بتونم شرکت میکنم.
پاسخ:
انشاالله :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">