لانتوری

بیچاره گمان می کرد آدم مهمی شده است

لانتوری

بیچاره گمان می کرد آدم مهمی شده است

خاطرات شخصی آیا کپی برداری داره ؟؟؟
...


طبقه بندی موضوعی

بایگانی

آخرین نظرات

معمولا رفیقام اسم مخاطبشون را بهم میگفتن و منم براشون شعری مینوشتم

و اونا از طرف خودشون بهش تقدیم میکردن


برای رفیقم شعری نوشتم و دادم بهش که بره بده به دوست دخترش


بعد از یکی دو ساعت امده و میگه :

خاک بر بووووووووووق

ای  بووووووووووووق

با این شعرای بوووووووووق


0ــــــــــــــــ0


"" خب عزیزم مردم پول پیدا میکنن اول میشمارن ببینن چقد هست

      شعر را نخونده چرا رفتی دادی بهش ؟؟ ""


من از کجا بدونم دوست دختر جدیدت اسمش نرگس هست

طبق عادتم توی شعر اسم زهره را نوشتم

لا نتوری

استاد زبان تا دیروز رنو پی کی داشت که چهار تا کوچه آنطرف تر از دانشگاه پارکش میکرد

هیشکی نمیفهمید چه وقت آمد و چه وقت رفته...

حالا پژو صفر کیلومتر خریده


بعد از اتمام درس میاد و بوق میزنه

کنار دخترا نگه میداره و رو به پسرا میکنه

میگه : من مسیرم به این طرفه... هیشکی میخاد برسونمش ؟؟؟

لا نتوری

توی سرویس دانشگاه باشی

جلسه ی بعدی هم روز پنج شنبه باشه

راننده اتوبوس هم یه پیرمرد بیشعور باشه

آیا من مقصرم ؟؟


دختره گفت آهنگ های روی موبایل تون خیلی قشنگه

میشه برام بریزید روی سی دی ؟

گفتم : چشم

دختره گفت : پس من پنج شنبه منتظرم


راننده شنید و گفت : پسر جان خوش به حالت پنج شنبه منتظرته


0ـــــــــــ0


هیچی دیگه : پنج شنبه دختره گفت نمیخام با این آهنگ های مزخرفت


لا نتوری

پای منبر بودم

روحانی آخر سخنرانیش گفت :

برای سلامتی امام زمان بلند یک  وعجل للهم فرج ...

چیز .. ببخشید

صلوات بفرستید


0ـــــــــ0

لا نتوری

مشتری امده جنس خریده و تخفیف هم گرفته

باز میگه : بیشتر تخفیف بده

میگم : تخفیف دادم و دیگه نمیشه

میگه : با ما راه بیا

منم از پشت ویترین امدم بیرون گفتم بریم

گفت : کجا

گفتم : با هم راه بریم دیگه


0ـــــــــــــــ0


هیچی دیگه با لبی خندان و شاد پولش را داد و تسویه کرد

لا نتوری

به رفیقم میگم : بنظرت من چه جور آدمی هستم ؟

میگه : تو اول ثابت کن آدمی ...



0ــــــــــ0

هیچ الان دارم فکر میکنم چطوری ثابت کنم

لا نتوری
س . ن : " وقتی از یه وب نقل مکان میکنی به وب دیگه ای
              شاید یکی از محاسنش این باشه که میفهمی از بین
              پنجاه نفری که دنبال کننده ی تو هستن فقط یه عده انگشت شمار
               واقعا دنیالت میکنن
              از لطفتون ممنون و سپاس گذارم
               حس خوبیه که قابل وصف نیست "

برنامه نویس قوی ای باشی و شرارت و شیطنتت هم زبان زد باشه اینجوری میشه

یه ربع به یکی از کلاس های برنامه نویسی دیر تر رسیدم
کلاسی که حدود سه تا پسر و بالای پانزده تا دختر داشت
یکی از دوستام چند بار تلفن زد که زود بیا و کجایی و این حرفا
منم بدو بدو ... اما باز یه ربع تاخیر داشتم
وقتی رسیدم و درب کلاس را باز کردم
همه کشیده و بلند صلوات فرستادن " اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم "

من مات و مبهوت و البته نیشم باز شد و رفتم نشستم روی صندلی
استاد رو به بچه ها گفت : الان اجازه هست درس را شروع کنیم ؟
بچه ها : بله استاد .. و خنده ی بلند توی کلاس

به رفیقم گفتم جریان چیه ؟
گفت : نذاشتن استاد درس بده و گفتن تا تو نیایی درس گوش نمیدن

پ . ن : " یکی از دوستان گفته بودن توهامتم را مینویسم آیا ؟
             هر کسی توی زندگیش اتفاقی براش افتاده که دیگران به سختی باور میکنند
             اتفاقات من بیشتر اینجوری بودن که طرفدار زیاد داشتم و همیشه تنها بودم
             به حدی که ترم آخر مادر یکی از دخترا ازم خاستگاری کرد
             اما کسی مجبور به باور کردن اینا نیست "
لا نتوری
داداشم زنگ زده میگه زود با ماشین بیا دنبالم
رفتم میبینم بغل دیوار خیلی مظلومانه ایستاده
بوق زدم که بیا
پاها به هم چسبیده مثل پنگوئن آمده و نشسته توی ماشین
میگم چته ؟
میگه از روی جوب آب پریدم

0ــــــــــ0

هیچ دیگه سیخ شلوارش تا کمر جرررر خورده بود
لا نتوری

رفیقم میگفت

به یه دختری توی دانشگاه گفتم : میشه جزوتون را دو روز بهم قرض بدین ؟

دختره گفت : میخای بهم شماره بدی و باهات دوست بشم ؟؟



0ـــــــــــــــ0

 هیچی دیگه رفیق ما دود شد رفت هوا

لا نتوری

بنظرم آدم باید نسبت به کسی که بهش ابراز علاقه میکنه

رک و صریح باشه تا بفهمه واقعا دوستش داره یا نه

دختره امد و گفت : دوستتون دارم

گفتم : خب ؟

گفت : میخام باهاتون دوست بشم

گفتم : غلط میکنی ...


0ــــــــــــــ0

هیچی دیگه رفت و با یکی دیگه دوست شد


واقعا خسته نباشم *ــــــــــــــــ*

لا نتوری