لانتوری

بیچاره گمان می کرد آدم مهمی شده است

لانتوری

بیچاره گمان می کرد آدم مهمی شده است

خاطرات شخصی آیا کپی برداری داره ؟؟؟
...


طبقه بندی موضوعی

بایگانی

آخرین نظرات

۴۱ مطلب با موضوع «یادش بخیر» ثبت شده است

زمان دانشجویی ما پنجاه هزار تومانی واقعا پول بود

هنوزم هست :)))


دیدم نصف یه پنجاه هزار تومانی افتاده روی زمین

یه پسر گفت بچه ها پول و اونو برداشت

دختری از بالای پله ها گفت : اقا ببخش مال منه و اون نصف ِ پول را نشون داد

پسره رفت پولشو داد و عذر خواهی کرد و رفت

دختره با دوستاش زدن زیر خنده

و باز پولو انداخت همونجا و با دوستاش رفتن بالای پله ها

نفر دوم

نفر سوم ...

...

دیدم اینجوری که نمیشه ..

پول که گذاشت روی زمین

پولو برداشتم و تا دختره امد بگه آقا پولم

انداختمش صندوق صدقات


من : خدایا نصفه است اما تو قبولش کن... آمین

دختره : آقاااا پولم ... پولم .... ببین چکار کردی عوضی ..


من : Oـــــــo

خواهرم حجابتو رعایت کن .. :)))   ^ــــ*


دختره : برو گمشو...


دو ساعت فقط با چوب و میله به صندوق ور میرفت تا پول را در بیاره

هر کسی هم رد میشد بهش میخندید


پ . ن :  "امروز... دومین به روز رسانی"

لا نتوری

حامد : میای با هم شریک بشیم و بزنیم به فلان کار ؟

من : خب چطوری ؟


حامد : همه چیز نصف, نصف .. سرمایه از تو .. سود از من

0ــــــــــ0


پ . ن : " امروز.. دومین به روز رسانی "

لا نتوری

یعنی بنظرتون میشه من یکبار با ماشین برم تهران و برگردم

اما بخاطر سرعت جریمه نشم ؟؟؟

نه واقعا میشه ؟؟

0ــــــــــــ0

داشتم میرفتم..با سرعت... یکباره ماشین راهنمایی و رانندگی را دیدم

یا خداااااا

سریع دنده معکوس و ترمز و ...

خلاصه هر کاری که سرعتم را کم کنم

oــــــO


اما پلیس با تابلوی ایست جلوی منو گرفت...

پریدم پایین که بگم وجدانن کم جریمه بنویسی

آمده میگه : قند داری ؟

من : قند ؟؟؟؟

جریمه ی جدیده ؟؟؟


زده زیر خنده و میگه : نه ... چایی اوردیم ... قند یادمون رفت

قند داری ؟؟؟


من : یعنی جریمه نشدم ؟؟؟؟

قند چیه اخوی... الان برات میوه میارم بخوری جون بگیری....

رفتم از توی ماشین براش قند با میوه آوردم

0ـــــــــــــــ0

میگفت : نمیخام

من : مگه میشه.... حلال .... بخور... نوش جونت

فقط بی زحمت حلالم کن ...


اون : چرا ؟


من : جلومو گرفتی توی دلم یه چیزی گفتم بهت ...

oـــــO


پ . ن : " امروز... دومین به روز رسانی "

لا نتوری

چند روز پیش یه دختر خیلی بد حجاب و ارایش غلیظ آمد ازم شماره آژانس گرفت

بعدش گفت : میشه توی مغازه بمونم تا آژانس بیاد

گفت : پوششم بدجوره میترسم گشت بهم گیر بده

من قبول کرد و حدودا یه ربع اونجا بود

....


فرض کنید از اول صبح تا آخر شب من حدود ده تا مشتری داشته باشم

توی اون یه ربع 16 ... 17  تا مشتری آمد

هیشکی هم هیچی نخرید و همه فقط قیمت گرفتن و رفتن

یعنی حروم اگر یه هزار تومان کسی .. چیزی بخره ...

Oــــo

...

پسره صورتش به سمت دختره بود ..بعد به من میگه اون وسیله چند ؟؟

" حالا دختره سمت چپ مغازه است و پسره اینور مغازه را نشون میده با دست"

آخه لامصب به من نگاه بکن... بعد قیمت بگیر ...0ــــــــــ0

الکی گفتم ده تومان ... اصلانفهیدم چی میخاست ... اونم گفت مزاحم میشم و رفت

...


دختره میگه : آقا همیشه مغازتون اینقدر شلوغه ؟

گفتم : نه بابا ... الان که کاسبی خرابه... مغازه خلوت شده  و کسی نمیاد جنس بخره

0ـــــــ0


پ . ن : " امروز ... دومین به روز رسانی "


لا نتوری

لحظاتی با حامد ...

Oــــo


من : یه جا خوندم که نوشته بود هر کسی توی این دنیا

           به یکی محبت داشته باشه اون دنیا هم با اون محشور میشه


حامد : آخ جوووووون  ... یعنی اون دنیا من و هایده با همیم ؟؟

              البته مهســـــــــــتی هم " با تامل"

                نه همون هایده بهتره

Oـــــــــo

........


حامد : میدونی بهترین شغل دنیا چیه ؟

من : نه...


حامد : پدر ِ پولدار....... :))

          البته اگر نبود .... پدر زن پولدار هم خوبه


من :  0ــــــ0   Oــــــــo


پ . ن : " امروز ... پنجمین به روز رسانی "

لا نتوری

یه آقای مغروری امده جنس خریده


میگه : تخفیف بده

میگم : به احترام سنتون ..چشم ... " یه مبلغی تخفیف دادم "


میگه : من سرهنگ فلانی هستم از راهنمایی و رانندگی

             بیشتر تخفیف بده ..


یه برگ جریمه سی هزار تومانی همراهم بود ... نشونش دادم

میگم : الان شما برای من چکار میتونی بکنی ؟؟


میگه : خب حتما طبق قانون جریمه شدی .. باید " پریدم وسط حرفش"

میگم : خب پولی هم که ازتون میگیرم طبق همون قانونه


0ـــــــ0


هیچی دیگه : پول را داد و رفت :)))


پ . ن : " امروز ... دومین به روز رسانی "

لا نتوری

من در حال ِگوش دادن به آهنگ های موبایلم

که از راه رسید ....


اون : صدای اهنگت را کم کن ..

من : کم نمیشه ...


اون : اینجا دانشگاهه

من : به سلامتی


اون : شماره دانشجویی ات چنده ؟

من : برو از رئیس دانشگاه بپرس : )))


اون : من رئیس جدیدم

من 0ــــــــــــ0

پس آقای ایکس چی شد ؟؟؟


اون : گفتی شماره دانشجوییت چند بود ؟

من : غلط کردم برای همین موقع هاست .....


و اینجوری بود که با هم رفیق شدیم ...


پ . ن : اولین برخورد من و رئیس دانشگاه.....

پ . ن : " البته اون روز کمی بحث جدی تر و ادامه دار تر بود "

لا نتوری

چند سال پیش .. فصل زمستان... با ماشین دوستم رفتیم تهران

نیمه شب رسیدیم تهران .... ماشین را بردیم پارکینگ حرم

گفتیم چه کنیم ... چه نکنیم ؟؟؟

ماشین را خاموش کرد و تا صبح توی ماشین

سرما فقط قوز کردیم و هی پهلو به پهلو شدیم و خواب نرفتیم

صبح که پا شدیم

شیشه های ماشین برفک زده بودن از سرما

0ـــــــــ0


خدایا چرا ماشین کناری ما... شیشه هاش تمیز و بدون برفکه ؟؟؟

" توی ماشین کناری هم یه نفر خوابیده بود"

Oـــــo


به صاحب ماشین کنار ی میگم : دیشب چقدر سرد بود
                                         ما که اسکیمو شدیم

گفت : خب ماشین را روشن میذاشتی و بخاری را روشن میکردی
0ــــــــــ0
خداااااااااااااااا

رفتیم صبحانه بخوریم
میگم : دیشب چقدر سرد بود
صاحب مغازه :  خب چرا نرفتی توی هتل حرم
0ـــــــــــ0

مگه حرم هتل داره ؟؟؟

OـــoـــOـــoـــO

هیچی دیگه : هر چی حرف از دهنم در آمد به رفیقم گفتم ....


پ . ن : " امروز ... دومین به روز رسانی "
لا نتوری

دو تا بچه دبستانی با هم بحث شون شده

برای چی ؟؟


این میگه : آدم باش

اون : خودت آدم باش


این : نخیرم خودت آدم باش

اون : غلط کردی خودت آدم باش


شروع کردن هم را به زدن

0ـــــــــــــ0


رفتم یه دست پر مهر کشیدم روی سرشون و میگم :

دعوا نکنید ... شما با هم دوستین


محکم زده و دست منو پرت کرده عقب و میگه : برو بابا  بوووووووووووووق

Oـــــــo


سرم انداختم پایین و آمدم نشستم برای شما تعریف میکنم »))


پ .ن : " امروز ... سومین به روز رسانی "

لا نتوری
در سطح شهر بنر زدن  و تبلیغ میکنن
که محسن یگانه میخاد کنسرت بده
یاد یه خاطره افتادم
...

چند سال پیش حمیدعسکری "اگر اشتباه نکنم" آمده بود کنسرت
یکی از دوستان ما مسئول برگزاری کنسرت بود

میگفت : این خواننده آمده بود و یکی دوتا آهنگ هم خونده بود
یکی بدو بدو آمد

آقا ببخشید : کنسرت حمید عسکری همین جاست ؟؟ " نفس نفس زنان"
گفتم : آره عزیزم همین جاست

آقا ببخشید : اومده ؟؟؟
0ــــــــ0
آمده ؟؟؟؟  یعنی چی ؟؟؟
حالا حمید عسکری رویروش
 داره میخونه و ملت دارن همه با هم کف میزنن

گفتم : نه آقا مردم دارن کف میزنن که زودتر بیادش

oـــــــO

پ . ن : " امروز ... دومین به روز رسانی "

لا نتوری